سرویس:اخبار انجمنسرویس:یادداشت ها
تعداد بازدید : 1828 - تاریخ خبر : 1398/09/19 - 04:07
روزنوشت سعید نجاتی،داور ایرانی فستیوال داکا 2019 ( بخش دوم)
پانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم داکا از 7 تا 13 دسامبر (16 تا 22 آذر98) در بنگلادش برگزار شد. این فستیوال یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم کوتاه مستقل در جنوب آسیا به‌شمار می‌رود و سعید نجاتی، در این دوره به عنوان یکی از داوران بخش بین‌الملل حضور داشت. یادداشت‌های پیش‌رو تجربه‌های این فیلم‌ساز جوان ایرانی است که داوری چند جشنواره بین‌المللی دیگر را نیز در کارنامه خود دارد. خواندن این روزنوشت‌ها به‌ویژه برای فیلم‌سازان ایرانی که در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کنند، حاوی نکات جالبی خواهد بود.
   «قسمت اول» پیش از مقدمه:  دوسال پیش به طور مفصل درباره جشنواره دیگری که در داکا برگزار می‌شود و زهره زمانی عزیز برنامه‌ریز ارشد آن است روزنوشت‌هایم را منتشر کرده‌ام، این‌بار از دو جهت شروع به نوشتن یادداشت درباره این جشنواره می‌کنم: اول: قدمت این جشنواره که از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم مستقل در جنوب آسیا است. دوم: پس از حضور در چند جشنواره هم به عنوان فیلمساز و هم به عنوان داور که گزارشی از آن‌ها ارائه ندادم، دوستان زیادی گله‌مند بودند که این مسیر یادداشت‌نویسی از جشنواره‌ها و آشنایی با آن‌ها بسته نشود . به هرصورت سعی می‌کنم یادداشت‌هایم را دردو بخش برای دوستان فیلمسازم در حین برگزاری جشنواره بنویسم. امیدوارم راه‌گشای سفر بعدی هر کدام از رفقای فیلمسازم به داکا باشد.   مقدمه: به لطف دوست خوبم زهره زمانی و با معرفی احمد مصطفی جمال دبیر جشنواره  فیلم داکا به جشنواره  دیگری که به صورت مستقل و با نام جشنواره  فیلم کوتاه و مستقل داکا شناخته می‌شود به عنوان داور بخش بین‌الملل به کشور بنگلادش دعوت شدم.(دوره قبل سرکار خانوم آذر فرامرزی به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران در این جشنواره حضور داشت) نکته مهم اینکه با توجه به حضور خانوم زمانی  جشنواره فیلم داکا که ماه آینده برگزار می‌شود برای ما بسیار شناخته شده‌تر از جشنواره مستقل داکا است و شاید به همین دلیل فیلم‌های ایرانی کمی به این جشنواره ارسال شده بود و متاسفانه در بخش رقابتی هیچ فیلمی از ایران حضور ندارد. درباره بنگلادش: جمهوری خلق بنگلادش در جنوب قاره آسیا و شرق هندوستان واقع شده است و بخش کوچکی از آن در جنوب شرق و از طریق خلیج بنگال با میانمار هم مرز است. حدود نود درصد جمعیت نزدیک به دویست میلیون نفری بنگلادش مسلمان و بقیه هندو هستند. بنگلادش مساحتی به وسعت ۱۴۷۰۰۰ کیلومتر مربع و از نظر تراکم جمعیت نهمین کشور دنیا محسوب می‌شود. بنگلادش یکی از بزرگ‌ترین کشورهای تولید کننده پوشاک دنیاست و البته کشوری فقیر محسوب می‌شود. بنگلادش در موسیقی، معماری و مجسمه‌سازی و نقاشی پیشینه‌ای غنی دارد. ادبیات بنگالی از زبان و ادبیات فارسی تأثیر بسیاری گرفته‌است. زبان دوم آن‌ها انگلیسی و واحد پولشان تاکا نام دارد. داکا پایتخت بنگلادش یکی از مشهورترین شهرهای جنوب آسیاست و شاید باورتان نشود ترافیک و صدای بوق زدن ماشین‌ها در این شهر ترافیک و سروصدای تهران را برای شما به خاطره‌ای آرامش بخش تبدیل می‌کند. اما با همه این‌ها کرایه وسیله جذاب ریکشا (سه چرخه‌هایی که مسافرجابه‌جا می‌کنند) شما را با مردم و فرهنگ بنگلادش از نزدیک آشنا می‌کند و راهی برای فرار از ترافیک شهر محسوب می‌شود.   درباره جشنواره: جشنواره فیلم کوتاه و مستقل داکا از تاریخ 7 الی 13 دسامبر 2019 مصادف با شانزده آذر تا بیست و چهارم آذرماه نودو هشت در حال برگزاری است. این جشنواره که بخش رقابتی آن مختص فیلم‌های کوتاه مستقل است از سال 1988 شروع به کار کرده است  و هدف ان حمایت از فیلم‌‌‌ها و فیلمسازان مستقل است. نکته قابل توجه برای من این بود که این جشنواره که به صورت دوسالانه برگزار می‌شود، در هر دوره دبیر جدیدی را که داوطلب اینکار است، انتخاب می‌کند. فیلم‌های ارسالی حداکثر تا چهل دقیقه می‌توانند در این جشنواره شرکت کنند و دوره بعد آن در سال 2021 برگزار خواهد شد. برای انتخاب فیلم‌های ارسالی ابتدا سه کارشناس فیلم‌ها را دیده و انتخاب می‌کنند؛ سپس سه کارشناس دیگر فیلم‌های رقابتی و فیلم‌های بخش‌های مختلف را انتخاب خواهند کرد.   بخش‌های جشنواره  شامل: 1 - بخش رقابتی: فیلم‌های کوتاه داستانی که شامل هفت فیلم که متاسفانه در این بخش فیلم ایرانی وجود ندارد، من به همراه فیلمسازی از انگلستان و فیلمسازی از بنگلادش داوری این بخش را به عهده داریم. 2  -بخش رقابتی فیلم‌های کوتاه مستند: که شامل هشت فیلم است و داوران این بخش از کشور هند و لیتوانی هستند. 3  -فیلم‌های مستقل منتخب طارق شهریار نویسنده و کارگردان بنگلادشی: که در دوره ششم جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران جایزه بهترین مستند بخش بین‌الملل را دریافت کرده است. این بخش مختص فیلمسازان بنگلادشی است. 4  -چشم انداز جهان (غیر رقابتی): در این بخش از ایران سه فیلم از یک کارگردان به نام صادق قاسمی و همچنین فیلم اپیلوگ از مهدی آذری حضور داشت که متاسفانه هیچ‌یک از این دو فیلمساز ایرانی به جشنواره نیامده بودند. 5 بخش بزرگداشت‌ها: به جز سه فیلمساز فقید بنگلادشی این بخش شامل بزرگداشت فیلمسازانی چون: جوناس مکاس، آینس واردا، مایادرن، مرینال سن و عباس کیارستمی است که از هر کدام فیلمی به نمایش در خواهد آمد . از عباس کیارستمی فیلم زندگی ادامه دارد یا همان زندگی و دیگر هیچ و فیلم کوتاه دو راه حل برای یک مساله به نمایش درخواهد آمد؛ همچنین تمرکز جشنواره روی فیلم‌های کشورهایی چون لیتوانی، تاجیکستان و قاره آفریقاست.  آثاری هم از دو مدرسه فیلم از کشور بوسنی متعلق به بلاتار و هندوستان به نمایش در خواهند آمد، همچنین فیلم‌های کوتاهی از کشور فرانسه و آلمان و چند کارگاه آموزشی نیز از بخش‌های جنبی جشنواره هستند.  و در آخر یک بخش از نمایش‌ها به فیلم‌های داوران اختصاص یافته که فیلم «باران آهسته می‌بارد» از ساخته‌های من در این بخش به نمایش در خواهد آمد.   چگونگی سفر و نکاتی پیش ازرفتن به داکا: همان‌طور که می‌دانید جشنواره‌های کمی در دنیا وجود دارند که هزینه بلیط رفت و برگشت شما را تقبل کنند و با توجه به اتفاقات اقتصادی دوسال  اخیر اگر به جشنواره‌ای دعوت شدید و از گرفتن ویزا مطمئن هستید در اولین فرصت بلیت خود را تهیه کنید تا برایتان ارزان‌تر شود. از تهران به داکا پرواز مستقیمی وجود ندارد، می‌توانید از دوحه یا دوبی به سمت داکا پروازی را خریداری کنید. طبق تجربه قبلی من از تهران به دوحه حدود دو ساعت و از دوحه تا داکا نیز حدود پنج ساعت در پرواز خواهید بود. اگر مثل من نمی‌توانید غذاهای تند بخورید حتما همراه خود کنسرو و تنقلات بیاورید، آب و هوا هم در زمان برگزاری این جشنواره و هم جشنواره ماه آینده گرم است و نگران سرما در این زمان‌ها نباشید. هوای داکا نیز آلوده است و همراه داشتن ماسک فیلتر دار شاید بد نباشد. پرواز من و افتتاحیه: متاسفانه پروازی که از تهران به قطر می‌رفت دچار نقص فنی شد و با تاخیر چهل دقیقه‌ای به دوحه رسید و من پرواز دوحه به داکا را از دست دادم . شرکت هواپیمایی بلیط جدیدی با هشت ساعت اختلاف به من داد و در محل نسبتا مناسب موجود در فرودگاه مکانی را برای استراحت در اختیار قرار داد. هم‌وطن دیگری که مقصدش پاریس بود نیز مشکل من را داشت و همین باعث شد این ساعات را با او درباره سینما گپ بزنم.   به هرصورت با توجه به اختلاف ساعت پس از پنج ساعت پرواز حدود ساعت شش عصر به داکا رسیدم و طبق تجربه قبلی با صفی طولانی مواجه شدم. در هواپیما برگه‌ای به شما خواهند داد که مشخصات و دلایل خود را از سفر باید در آن قید کنید.  ضمنا تا فراموش نکردم با بردن دعوت‌نامه به سفارت بنگلادش در ایران و دادن 29 دلار ویزای این کشور را دریافت خواهید کرد.  پلیس بنگلادش به‌صورت ویژه پاسپورت مرا گرفت و از گیت بدون ایستادن در صف رد شدم و با نیروی داوطلب جشنواره که عکسم را روی کاغذ در دست داشت، ملاقات کردم. متاسفانه به افتتاحیه نرسیدم و مجبور به رفتن به هتل شدم. هتلی در شمال شهر به نام گریس 21 . هتل‌های داکا دارای نیروی مسلح هستند و برای ورود از گیت بازرسی باید عبور کنید،  بگذریم..... به هرحال از خستگی زیاد پس از تحویل اتاق تنها نیاز به استراحت داشتم. قراری که با دبیر جشنواره آقای چاودری (که در این مدت از طریق واتس اپ با او در ارتباط بودم) گذاشتم فردا ساعت دوازده ظهر بود . در یادداشت بعدی اسامی سینماهای نمایش دهنده و ملاقاتم با دبیر و رئیس جشنواره و همچنین داور فارسی زبان تاجیکستانی را شرح خواهم داد.   -------------------------------------------------------------  «قسمت دوم» مقدمه: پانزدهمین فستیوال فیلم کوتاه و  مستقل داکا در کشور بنگلادش در حال برگزاری است و من به عنوان یکی از داوران بخش بین‌الملل داستانی در این فستیوال حضور دارم: روز اول و نیروهای داوطلب (ولنتیرها)  وقتی صحبت از قدمت یک فستیوال و همینطور هدف‌گذاری بلند مدت آن می‌شود بدون حضور یک لیدر در رأس فستیوال برای مدت طولانی این مهم امکان‌پذیر نیست؛ یکی از نقاط ضعف هم اکنون بزرگ فستیوال‌های ایران به نظرم تعویض هرساله‌ی دبیر است. اگر بخواهم تشبیه کنم شاید بتوان با عرض پوزش دبیرهای یک‌ساله خودمان را به مستاجرهایی تشبیه کنم که هر چقدر هم می‌خواهد فستیوال را ارتقا دهد در نهایت سال آینده ممکن است تمام آورده‌های خود را بر باد رفته ببینند. به‌هر صورت اگرعزیزی از سازمان سینمایی یا نهادهایی که برگزاری فستیوال‌ها را برعهده دارند مطلب این حقیر را می‌خوانند؛ شاید تغییر رویه راه‌حل خوبی برای برگزاری بهتر یک فستیوال باشد کما این‌که نمونه‌ی آن را در مورد فجر بین‌الملل دیدیم. به‌هر صورت همان‌طور که ما نیز در این چندساله در برخی از فستیوال‌های‌مان تجربه کرده‌ایم نیروهای داوطلب برای این‌که هم فستیوال خودمانی‌تر برگزار شود و هم هزینه‌ها را کاهش دهد و هم بچه‌های فعال شهر را درگیر کارهای اجرایی کند (که ممکن است در آینده نیز در رده‌های بالای فستیوال کار کنند) بهترین گزینه هستند. نمونه‌ی آن دوست خوبم آندره مورگان دبیر فستیوال مذهب امروز ایتالیاست که چند سال در همان جا به عنوان نیروی داوطلب با تیم اجرایی همکاری می‌کرد. این فستیوال نیز از این مهم غافل نبود و بیش از بیست جوان پرشور و باانرژی در بخش‌های مختلف فستیوال همکاری می‌کردند. دو نفر از آن‌ها که شاید بیشتر علاقه به سینمای ایران داشتند، به نام‌های ازاز سکیب و ابتسام ازیز در تمام مدت حضورم مرا همراهی می‌کردند.   روز اول و دوستان جدید : ساعت 12 ظهر ماشین به هتل آمد و مهمانانی که دراین هتل اسکان داده شده بودند را شامل: من؛ سم هو از هنگ‌کنگ؛ دکتر شرافت از تاجیکستان؛ جسی آلک از امریکا و قاضی از سنگاپور را به محل برگزاری فستیوال برد. سه محل برای نمایش فیلم‌ها و همچنین برگزاری کارگاه‌ها و مسترکلاس‌ها درنظر گرفته شده بود. با دوتای آنها از قبل به خاطر فستیوال داکا آشنا بودم. موزه ملی وکتابخانه عمومی که دقیقا در کنار یکدیگر واقع هستند والبته متاسفانه سالن‌ها هیچ‌کدام کیفیت مطلوب نمایش که ما در ایران تجربه می‌کنیم را ندارند. اما حضور مخاطبان و دانشجویان فیلم‌سازی شور و حالی ویژه ایجاد می‌کند. سالن سوم که بیشتر کارگاه‌ها در آن  برگزار شد؛ سالن چیتراشالا بود که فاصله‌اش با این دو نزدیک به 2 کیلومتر بود. از محل هتل تا رسیدن به سالن‌ها حدود دو ساعت به خاطر ترافیک زیاد طول کشید که ترافیک تهران پیش آن مثل یک توقف کوتاه در خیابان است. به‌هرصورت ترافیک باعث شد که بیشتر با مدعوین ویژه فستیوال آشنا شوم. جسی آلک امریکایی که با فیلم مستند بلندش که درهند ساخته بود و طبیعتا با توجه به اینکه فقط فیلم‌های کوتاه در بخش رقابتی هستند؛ در بخش غیررقابتی حضور داشت و کارگاهی با عنوان تولید مستقل برای او در نظر گرفته بودند پسری خوش‌مشرب که خانه‌اش در امریکا را فروخته بود تا خرج تولید فیلمش درهند که 5 سال به طول کشیده بود را در بیاورد. درباره او بیشتر خواهم گفت . دکتر شرافت که در تاجیکستان درس می‌داد و برای داوری از طرف نتپک (فقط فیلم‌های آسیایی را داوری می‌کنند) حضور داشت و فارسی را با لهجه‌ی زیبای تاجیکی صحبت می‌کرد. سم هو او نیز برای داوری نتپک دعوت شده بود و از طرفداران پروپاقرص سینمای ایران هم بود. قاضی هم از کشور سنگاپور برای نمایش فیلم‌های مدرسه فیلمی که متعلق به بلاتار بود حضور داشت. البته این مدرسه بعد از چند سال فعالیت توسط بلاتار که گفته بود آموزش کافی است؛ بسته شده بود. به هر صورت از مهمترین و شاید مهمترین بخش درهر فستیوال برای شما یافتن دوستان جدید و ارتباطات جهانی برای ارسال فیلم‌هایتان به سراسر دنیاست. البته فارغ از فیلم‌سازی برای خودم اینکه مرزها فقط جنبه‌ی فیزیکی دارند و درتعامل فرهنگی مرزی وجود ندارد مگر تفاوت‌های زیبای فرهنگی که در طول آشنایی با آنها بخشی از وجودتان خواهد شد؛ ارزش بیشتری دارد. بگذریم.. پس از رسیدن به محل برگزاری در کتابخانه عمومی احمد چاودوری دبیر این دوره و نظرالدین یوسف رییس فستیوال به استقبال‌مان آمدند و یکی دو ساعت با آنها به گپ و گفت نشستیم .سانس اول فیلم‌ها به نمایش فیلم‌های مدرسه فیلم فکتوری بلاتار اختصاص داشت. پس از آن قاضی درباره ایده‌هایی که بلاتار برای‌شان مطرح کرده و درباره شیوه تدریس او سخن گفت شاید مهم‌ترین آن این بود که در این مدرسه بلاتار راه زندگی از طریق سینما را به بچه‌ها آموزش می‌داد. البته آقای کیارستمی هم کارگاهی درآنجا برگزار کرده بود و قاضی برایم از خاطراتش با کیارستمی گفت: چقدر حس خوبی دارد وقتی فیلم‌سازی در کشور داری که کشورت را با فیلم‌هایش در دنیا شناخته شده کرده و صد افسوس که اکنون در بین ما نیست.   روز دوم ؛ سوم و تماس از سفارت: در طی این روزها من سعی کردم بیشتر تمرکزم را روی صحبت با دیگر مهمانان که در هتل‌های دیگر اسکان داشتند، بگذارم همچنین به صورت باورنکردنی با توجه به تجربه‌های قبلی‌ام ازرایزن‌های فرهنگی و سفارت‌هایمان در دنیا که دل خوشی از آن خاطرات ندارم از طرف سفارت جناب آقای ترابی اگراشتباه نکنم معاون محترم سفیر با ازاز تماس گرفت. وقتی گوشی را گرفتم ایشان با محبت بسیار زیاد ورودم به بنگلادش را خوش‌آمد گفت و برایم جالب بود که فقط چون خبر داوری را خوانده بود با تیم فستیوال تماس گرفته بود تا بتواند مرا به سفارت دعوت کند. راستش از اینکه بالاخره در یک سفارتخانه اینطور پیگیرهنرمندان هستند و با محبت‌شان احساس خوب منتقل می‌کنند، خوشنود شدم و به هر صورت بنا شد هماهنگی برای حضور را دوباره انجام دهند . پس از آن تیم فستیوال ویژه تر به من می‌رسید و البته جسی دوست تازه امریکایی‌ام هم از شنیدن خبر تعجب کرد . شاید ساعت‌ها درباره ایران فرهنگش و مردمش با جسی صحبت کردم و جالب بود که پیشینه تاریخی ایران را می‌دانست و مخصوصا از غذاهای ایرانی تعریف زیادی می‌کرد؛ بگذریم...   مهمانی شام ویژه و حضور در نمایشگاه نزیب طریق: آصف عکاس فوق العاده‌ی بنگلادشی که در فستیوال مذهب امروزایتالیا نمایشگاهی را برگزار کرده بود و از آنجا دوست مشترک من و میرعباس خسروی‌نژاد شده بود، درهتل به دیدنم آمد و ریکشایی کرایه کرده بود و یکی  دو ساعت اطراف هتل را با هم سپری کردیم و به نارگیل‌های تازه (که توصیه می‌کنم حتما میل کنید چون حکم دارو برای چند روزی که در آنجا هستید را دارد ) دعوتم کرد .همچنین جوتی که او از دوره هفدهم فستیوال داکا می‌شناختم را در کتابخانه مرکزی ملاقات کردم و بنا شد روزی را برای گردش در شهر برایم خالی کند. به همراه جوتی به نمایشگاه هنرمند مطرح بنگالی نزیب طریق و نقاشی‌های تجربه‌گرایش رفتیم . شعار نمایشگاه «همه می‌توانند انجام دهند، تو هم شروع کن» بود . آقای طریق از هنرمندان ویژه داکا بود که تسلط خوبی هم به تاریخ هنر مدرن داشت . از طرف فستیوال مهمانی ویژه‌ای که دریکی از مکان‌های فرهنگی داکا برگزار می‌شد که به همراه تیم فستیوال و مهمانان درآن حضور پیدا کردم؛ نامان یکی از داوران بخش بین‌الملل کوتاه بود که تازه به فستیوال رسیده بود او که اصالتا اهل هندوستان بود از کودکی در انگلستان بزرگ شده و از لندن برای داوری آمده بود. در طی گپ و گفتم با او فهمیدم که حضورهای فستیوالی زیادی در فستیوال‌های درجه یک دنیا با فیلم بلندش داشته است. این دست مهمانی‌ها به نظرم جایش در فستیوال‌های خودمان خالی‌ست.   روز داوری : من؛ نامان رمچاندان و ظهیرالرحمان اونجان در سالن اختصاصی چیتراشالا به نمایش فیلم‌های بخش مسابقه کوتاه داستانی نشستیم .حقیقتش را بخواهید همچنان معتقدم فیلم‌هایمان از تولیدات خیلی از کشورهای دنیا بهتر و از نظر انتخاب ایده واقعا جزو خوب‌های دنیای سینما هستیم . پس ازدیدن فیلم‌ها و صرف ناهار بعضی از آنها که نیاز به بازبینی داشت را دیدیم و چند ساعت پایانی شب را به تبادل نظر درباره فیلم‌های منتخب‌مان گذراندیم. در بخش داستانی یک فیلم را با جایزه‌ی 1000 دلاری می‌توانیم انتخاب کنیم که با توجه به بحث‌های پیش آمده، تصمیم گرفتیم یک جایزه‌ی ویژه نیز برای فیلمی دیگر در نظر بگیریم. فیلم رقیه ساخته دیانا جمال که محصول مشترک افغانستان و بنگلادش بود و درباره دختری بود که از حمله انتحاری زنده مانده و حالا دوربین‌ها او را رها نمی‌کنند. حس فوق‌العاده حرکت دوربین دربعضی لحظات فیلم؛ بازی و چهره‌ی دختر نوجوان نقش اصلی؛ هر سه‌ی ما را تحت تاثیر قرار داده بود . این  فیلم البته در فستیوال هفتاد و ششم ونیز حضور داشته است . جایزه ویژه هیئت داوران هم به فیلمی هندی به نام برزنت آبی خیس داده شد . راستش یکی از مهم‌ترین دلایل برای خودم از دادن این جایزه منتقل کردن تجربه تلخ مهاجران مسلمان آسام در هند از طریق پرداخت خوب فیلمنامه بود.   مهمانی رایزنی فرهنگی و حضور دو ملی‌پوش بدمینتون : از طریق ازاز باز هم با سفارت صحبت کردم و بنا شد ناهار روز قبل از اختتامیه مهمان رایزن محترم فرهنگی باشیم .از آنها خواستم هم ازاز سکیب و هم جسی آلک امریکایی را برای آشنایی بیشتر با فضای فرهنگی ایران نیز دعوت کنند و لطف کردند و پذیرفتند .ساعت 11 صبح ماشین سفارت جلوی هتل آمد و دوملی‌پوش بدمینتون که در مسابقات بنگلادش  حضور داشتند نیز در ماشین بودند؛ سرکار خانم‌ها  ثمین خجسته و ثریا آقایی . من، جسی آلک، ازاز سکیب و دو ملی‌پوش بدمینتون کشورمان مهمان رایزن محترم فرهنگی جناب آقای سیدحسن صحت بودیم و راستش مهمان‌نوازی و لطف ایشان نه برای دعوت از من بلکه برای پذیرفتن درخواستم مبنی بر دعوت از جسی و ازاز را فراموش نخواهم کرد . با درددل‌های ملی‌پوشان بدمینتون متوجه شدم که مثل اینکه اوضاع این ورزش هم خیلی در ایران جالب نیست و عشق وعلاقه شخصی آن‌ها بیشتر مسبب ادامه کارشان است تا حمایت فدراسیون بدمینتون . پس از صرف ناهار از طرف آقای صحت هدایایی به هرکدام از ما داده شد. به من کتاب خودشان را دادند به ازاز کتاب بزرگی از ایران و به جسی سوغات صنایع دستی اصفهان . این دو هدیه به دوستانم گویی به من داده شد چون شاید باورتان نشود جسی به حدی از این هدیه هنرمندانه خوشحال شده بود که پس از خروج از آن‌جا به همه آن‌را نشان می داد و ازاز هم از حضور در این مهمانی و گرفتن هدیه به شدت به وجد آمده بود.امیدوارم با حضور آقای صحت و تعامل با خانم زمانی سفارت ایران بتواند بعد از سال‌ها به مدعوین دیگر فستیوال داکا طعم خوش غداهای ایرانی را بچشاند. (دلم برای غذاهای ایران واقعا تنگ شده از بس غذاهای‌شان تند است) از این‌که پس از چند تجربه  تلخ رایزنی فرهنگی ایران در یک کشور اینگونه رفتار کرد خوشحالم کرد و امیدوارم این روند در همه کشورها برای هنرمندان ادامه یابد. بازارهای داکا : راستش را بخواهید این‌بار به خاطر حجم کاری بالا به طوری که حتی برای نمایش فیلم خودم هم نرفتم موفق نشدم درست به بازارها و مکان‌های تاریخی داکا  سری بزنم و چون بخشی از سفرتان به داکا می‌تواند همین بخش باشد تجربه‌ی حضور قبلی‌ام  را این‌جا کپی می‌کنم؛ امیدوارم به کارتان بیاید. از دو سال قبل هر دلار 84-85 تاکا بود و برای ما تقریبا هر تاکا 48 تومان می‌افتاد اما اکنون با توجه به قیمت دلار امروز، حدودا شما برای هر تاکا 161 تومان پرداخت خواهید کرد که تقریبا مثل من اشک‌تان در خواهد آمد. می‌دانم که با توجه به این‌که ما اهل گرفتن سوغاتی هستیم بودن در جایی که یکی از تولیدکنندگان بزرگ البسه در دنیاست به شدت وسوسه‌برانگیز است. خب با توجه به دوست‌های زیادی که در اینجا پیدا کردیم و کمک آن‌ها برای آشنایی شما اگر به امید خدا به این جشنواره آمدید اسامی بعضی بازارهای داکا را برای‌تان می‌نویسم: نیو مارکت شاید مطرح‌ترین بازاری باشد که حتما در ابتدا به آنجا سر بزنید. اما محلی که دورتر است و از نظر من بافت بازار طوری بیشتری دارد؛ بانگو بازار است. در بانگو شما دخترانی را می‌بینید که با صد یا دویست تاکا همراه‌تان می‌شوند و بر سر قیمت‌ها با مغازه دارها چانه می‌زنند. (به نظرم بهتر است خودتان این کار را انجام دهید). مثلا اگر لباسی را می‌خواهید با هزار تاکا بخرید تا مرز چهارصد تاکا هم می‌توانید چانه بزنید. به هر صورت حتی اگر مثل من اهل خرید نیستید به لوکیشن و فضای تو در تو و مردمی آنجا که انواع برندها را هم دارد سر بزنید.   اختتامیه: رأس ساعت 16:30 دقیقه به وقت داکا مراسم افتتاحیه با آواز خوانی سنتی بنگالی آغاز به کار کرد مثل فستیوال فیلم داکا این فستیوال نیز میز و چند صندلی روی سن چید و از دبیر؛ رییس؛ دو مهمان ویٰژه که مسترکلاس در طول فستیوال داشتند کمال ساروپ و کومار شاهانی که اسامی مطرحی در سینمای آسیای جنوب شرقی محسوب می‌شوند، دعوت شد که صحبت کنند. معاون وزیر فرهنگ نیز به بالای سن دعوت شد و هر کدام حدود تنها 2 دقیقه صحبت کردند. سپس اعلام جوایز به ترتیب فیلم‌های بین‌الملل داستانی یک جایزه 1000 دلاری؛ فیلم‌های بین‌الملل مستند یک جایزه 1000 دلاری؛ فیلم‌های بخش ملی یک جایزه به ارزش 25000 تاکا و جایزه نتپک که نقدی نیست به برگزیدگان اهدا شد. مراسم کوتاه و مفید برگزار شد و بعد از آن من با همه‌ی نیروهای داوطلب و رفقای فیلم‌سازی که آشنا شده بودم خداحافظی کردم و به سمت هتل به همراه دیگر مدعوین حرکت کردیم.   به پایان آمد این سفر در هتل به همراه دوستان تازه‌ام تا نیمه‌های شب درباره برنامه‌های آینده‌مان و سینمای کشورهای‌مان گپ‌و گفت کردیم و امیدوارم بتوانم بعضی از ایشان را به ایران دعوت کنم .همچنان به عنوان برادر کوچک‌تر توصیه اولم به شما رفقا این است که زبان انگلیسی را جدی بگیریم تا بتوانیم در سفرهای این چنینی با دیگر مدعوین تعامل کنیم . نکته بعدی اگر از طرف فستیوال دعوت می‌شوید حتما به آنجا بروید (می‌دانم شرایط اقتصادی چه برسرمان آورده اما با کمی خرید بلیط زودتر شاید بتوان به آن فایق آمد) ضمن این‌که این سفرها آورده‌های زیادی برای‌تان خواهد آورد .  
iycs.pr2016@gmail.com