مالته مولر کریستنسن: سینمای ایران هم درد را نشان می‌دهد و هم راه درمان آن را / گفت‌وگو با جانشین سفیر دانمارک

هفته فیلم دانمارک از ۱۱ تا ۱۴ اردیبهشت هم‌زمان با تهران در شهرهای کاشان، اصفهان، شیراز و یزد برگزار می‌شود. این اتفاق باهمکاری سفارت دانمارک در تهران و امور بین‌الملل انجمن سینمای جوانان ایران رقم می‌خورد. به این بهانه گفت‌وگویی با «مالته مولر کریستنسن»، جانشین سفیر دانمارک در تهران انجام شده که در ادامه می‌خوانید:

 

  • رابطه فرهنگی بین دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خوش‌حالم که این اتفاق فرهنگی در تهران و چند شهر دیگر ایران اتفاق می‌افتد، به‌ویژه در شرایط اقتصادی و سیاسی کنونی و چالش‌های جدی که وجود دارد و با توجه به تبلیغات سوء و سیاه‌نمایی‌هایی که از رسانه‌های خارجی صورت‌ می‌گیرد، مهم است که در این برهه زمانی خاص ارتباط میان مردم دو کشور ایران و دانمارک تقویت شود.

درمورد رابطه فرهنگی میان دو کشور باید به زمان‌های خیلی دورتر برگردیم؛ به زمانی که یک گروه اکتشافی دانمارکی به سرپرستی “کارسن ایبوا” به ایران و تخت جمشید آمدند و بر روی سنگ‌نگاره‌ها تحقیق کردند. ایبوا خط میخی  سنگ‌نوشته‌های پرسپولیس را کپی کردکه متعاقباَ در دانمارک رمزگشایی شدند و دانمارکی‌ها را با آن نوشته‌ها آشنا کرد. شخصیت آکادمیک دیگر، “کریستن‌سن” بود که حدود صدسال پیش شاهنامه فردوسی و اشعار عمرخیام را به زبان دانمارکی ترجمه کرد. در سال‌های اخیر هم تعاملات فرهنگی گوناگونی بین دو کشور شکل گرفته است: در هنرهای تجسمی، گروه‌های تئاتری، سینما و موسیقی؛ اخیراً در ایران کنسرت دانمارکی برگزار کردیم که در آن قطعاتی از”کارلوسن” اجرا شد و اتفاقاً یکی از این قطعات “بازار اصفهان” نام داشت. سینما و فیلم هم بخشی از این ارتباطات فرهنگی‌است که پتانسیل خیلی خوبی دارد. این نمونه‌ کارها باعث می‌شود تا فرهنگ ایرانی در دانمارک مورد علاقه قرار بگیرد و برعکس. در حال حاضر روابط فرهنگی ما قوی است و ما وظیفه داریم این روابط را قوی‌تر، ساده‌تر و بیشتر بکنیم..

  • چه شناختی از سینمای ایران دارید؟

ایران و دانمارک سابقه طولانی در سینما دارند و به اعتقاد من به لحاظ  موضوع و تم فیلم شباهت‌های زیادی دارند، به‌ویژه درنوع نگاه فلسفی به دنیا و رئالیسم اجتماعی. من اولین بار در بازدید از موزه سینما با سینمای ایران آشنا شدم. در آن‌جا پوسترهایی دیدم که به دهه ۶۰ و قبل از آن مربوط بود، مثل فیلم گاو؛ صادقانه بگویم قبل از آن چیز زیادی درباره سینمای ایران نمی‌دانستم. اما بعدها فهمیدم که پس از انقلاب اسلامی،  سینمای ایران متحول شده است. به دلیل اینکه امام خمینی به وضوح اعلام کرد که این حوزه پتانسیل زیادی دارد.

سینمای ایران در این سال‌ها پیشرفت زیادی داشته و فیلم‌هایی مثل «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» از اصغر فرهادی من‌ را واقعاً تحت تأثیر قرار داده است. «فروشنده» موضوع جالبی را با ظرافت مطرح‌ می‌کند. این فیلم مرا به یاد بعضی از فیلم‌های دانمارکی می‌اندازد. مشخصاتی مثل بناهای فرسوده که نشان‌دهنده عدم اطمینان و اعتماد در زندگی‌است و این تکنیک برای القای یک حس به تماشاگر به کار رفته است. درحالی‌که در  سینمای امریکا ممکن است موسیقی و دوربین  برای انتقال این مفاهیم به‌کار گرفته شود، در ایران و دانمارک این تکنیک‌های تجربی به کمک فیلم می‌آید و آن را متمایز می‌کند.

  • با فیلم کوتاه چقدر آشنایی دارید؟

ما در دانمارک چند فستیوال فیلم کوتاه داریم مثل فستیوال فیلم کوتاه کپنهاگ و یا اودنسه. به اعتقاد من فیلم کوتاه یک گونه بسیار قوی است چون باید دریک فرصت کم حرف زده شود. در دانمارک در مقایسه با سایر کشورها فیلم کوتاه جدی گرفته می‌شود و آن را دوست دارند. معمولاً این فیلم‌ها از طرف دولت هم حمایت می‌شوند. در تلویزیون در زمان‌های پربیننده، قبل از فیلم بلند، یک فیلم کوتاه نمایش داده می‌شود و گاهی فیلم‌های کوتاه مدارس سینمایی را پخش می‌کنند تا این دسته ازهنرمندان تشویق شوند و بتوانند پیام خود را به جامعه عرضه کنند. به‌علاوه در کتابخانه‌های عمومی دانمارک، آرشیو غنی از فیلم‌های کوتاه برای استفاده گروه‌های مختلف وجود دارد که هر شهروند دانمارکی می‌تواند با دریافت یک کُد از این امکانات استفاده کند؛ از جمله فیلم‌های هنری که بر اساس داستان‌های “هانس‌کریستن‌اندرسن” ساخته شده و حتی در تولید یکی از این فیلم‌ها  ملکه دانمارک با کارگردان فیلم همکاری کرده است.

  • و فیلم‌های مورد علاقه‌ شما؟

فیلم «آن روز خواهد آمد» فیلم دردناک و خوبی است. درواقع رسالت سینما این است که درد جامعه را نشان بدهد. در هر جامعه‌ای درد هست و دانمارک از این قاعده مستثنی نیست. باید این مشکلات را دید و روی آن کار کرد. چیزی که در سینمای ایران برای ما جالب است، مسئله اعتیاد و به تصویر کشیدن معتادان است، چون هم این درد و هم راه درمان آن را نشان می‌دهد. درحالی‌که بسیاری از کشورها این مشکلات را پنهان می‌کنند و روز به روز هم بیشتر می‌شود. این باعث شده تا مراکز بازپروری در ایران عملکرد بسیار بهتری داشته باشند. نشان دادن این فیلم‌ها شهامت لازم دارد اما پاداش آن درمان مشکل است.

  • برگزاری هفته فیلم دانمارک در ایران برای شما چه اهمیتی دارد؟

مشترکات فرهنگی زیادی بین ایران و دانمارک وجود دارد. در حوزه سینما، فیلم‌های ما هم از لحاظ تکنیکی و هم محتوایی شباهت‌های فراونی دارند. ما باید تماس فرهنگی بیشتری بین مردم ایران و دانمارک ایجاد کنیم و این تعامل را تسهیل و تقویت کنیم  والبته با فروتنی این وظیفه را انجام می‌دهیم. هفته فیلم دانمارک این ارتباطات را تقویت خواهد کرد و امیدوارم این حرکت فرهنگی یک قدم مثبت و سازنده برای رابطه دو کشور باشد.

  • با یک جمله علاقه‌مندان را برای دیدن این فیلم‌ها تشویق کنید!

به تماشای این فیلم‌ها بیایید  باهم یاد بگیریم و از زاویه متفاوتی به دنیا نگاه کنیم. این به دانش ما خواهد افزود  و برای همه مفید خواهد بود.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *