صدا در سینما (قسمت چهارم) / نوشتاری از: لورن ژولیه؛ ترجمه: صنم نادری

صدا در سینما (قسمت چهارم) / نوشتاری از: لورن ژولیه؛ ترجمه: صنم نادری

صدا در سینما – ۴

لورن ژولیه
ترجمه: صنم نادری

 

  • کانال‌های مختلف: انقلابی کهنه

چند کاناله‌ای‌ها فقط به زمان «جنگ ستارگان» (۱۹۷۷) اثر جورج لوکاس یا نوآوری‌های آزمایشگاه دالبی مربوط نمی‌شوند. اختراع صدا از دو کانال مختلف که بعدها با نام «استریو» بیشتر معروف شد، پیشتر به واسطه آلان بلوملین در سال ۱۹۳۱ به ثبت رسیده بود. بلوملین در سال ۱۹۳۵ به شرکت ای. ام . آی چند فیلم کوتاه ارائه داده بود که در آن‌ها قطار یا مردی ازصحنه عبور می‌کردند و به موازات حرکت ایشان صداهایی شنیده می‌شدند. یک سال پیش از آن در فرانسه ابل گانس نسخه‌ای همراه با صدا از ناپلئون (۱۹۲۷)  ساخته بود که در آن صداها، بسته به بلندگوهای مختلف، متفاوت بودند. کمپانی وارنر بعد از این‌که «خواننده‌ی جاز» را به بازار ارائه کرد، به دنبال کشف صداهای تازه در سال ۱۹۴۰ «مسیر سانتافه» به کارگردانی مایکل کورتیز را تولید کرد. در این فیلم برای مشخص کردن لحظلات مهم از دو پیست ۱VitaSound Sistem استفاده کرده بود: به واسطه آمپلیفیکاتورها و بلندگوهای اضافی تلاش کرده بودند تا صدا را لودنس۲ تقویت کنند. چند ماه بعد والت دیسنی در سال ۱۹۴۰ با معرفی «فانتزی»  سیستم سه کاناله۳ (Fantasound) را به بازار ارائه داد. با تمام این‌ها، ابداعات تکنیکی، دلیل مناسبی برای مطرح شدن و دیده شدن فیلم‌ها نبودند:  به همین جهت بعد از مدتی  مجدداً به تک کانال‌ها برگشتند.

کمبود وقت و تایم‌های عجیب و غریب تلویزیونی باعث شدند تا تکنیک‌های تازه‌ای در ابتدای دهه پنجاه میلادی در زمینه صدا ابداع شوند. فوکس با راه‌اندازی پروژه ۴CinemaScope به یک سیستم چند مجرایی (کانال) تازه فکر کرد. فیلم «ردا» اثر هنری کاسنر (۱۶سپتامبر۱۹۵۳) در حالی به بازار آمد که در آن، صداها به طور زنده بر روی سه پیست مغناطیسی مختلف که با استفاده از سه میکروفون و به‌طور هم‌زمان افکت‌های صوتی و دیالوگ‌ها را جمع‌آوری می‌کردند، ضبط شده بود. عجله برای اضافه کردن کانال‌ها (در ۱۵ سال اخیر) به اوج خود رسید اما خیلی زود متوقف شد. مخاطب اغلب جذب محتوای فیلم می‌شود تا زیبایی‌های خارق‌العاده تکنیکی آن. در عین حال سالن‌هایی که به سیستم‌های چند کاناله‌ای مجهز هستند نیز بسیار کم‌اند. اغلب می‌بایست کمی صبوری کرد تا سبک تازه‌ای که از فیلم‌ها ارائه می‌شوند بتوانند راه خود را در سینما و بین مخاطبین  باز کنند.

پس از سقوط نئورئالیست‌ها در دهه پنجاه میلادی، یعنی بهتر است بگویم بعد  از سال ۱۹۷۷ و بعد از «جنگ ستارگان» بود که کلوسه‌های پست مدرن، سیستم‌های چند کانالی،  لابراتوآرهای دالبی  و سالن‌های چند منظوره‌ای که در حواشی شهرها ساخته می‌شدند توانستند کارشان را شروع کنند.

  • دیجیتال: داستانی فرانسوی

دیجیتال سیستمی‌ست که فقط اطلاعات را کدگذاری می‌کند، برای آن فلسفه‌ای نمی‌سازد. سیل شدید استفاده از این روش باعث شد تا سیستم‌های چند کاناله‌ای در فیلم‌ها بهتر شنیده شوند و آن را برای مخاطبین، چیزی پیش پا افتاده و ساده بروز دهند؛ با این وجود باعث نمی‌شدند تا مشکلات تکنیکی و اهداف ایدئولوژیکی آن ساده‌تر شوند. در وحله اول در فرانسه بود که برای اولین بار از سیستم صدای دیجیتالی به معنای واقعی و به بهترین شکل استفاده کردند. در ۱۹۹۰، دو سال پیش از آنکه از سیستم «دالبی دیجیتال» استفاده شود، دو مهندس: الیزابت لوشه و پاسکال شدویل ، سیستم ال، سی کانسپت ۵LC concept را معرفی کردند: موسیقی متن فیلم بر روی صفحه‌ای دیجیتالی ضبط و در سالن پخش می‌شد و به این ترتیب تصاویر پخش شده از پروژکتور را هدایت می‌کرد. حاصل این کار بی‌عیب و نقص بود؛ اما پاسخ مناسبی دریافت نکرد: چرا که جدایی صدا از تصویر  به زمان  کرونوفون و «خواننده‌ی جاز» بر می‌گشت و یادآور سیستم‌هایی بودند که ترکیب‌شان با هم جفت‌های عجیب و غریبی می‌ساختند.

 

ابداع معرفی شده دستگاهی‌ست با کیفیت بالا برای ایجاد صدا در سینما.

وظیفه آن بالا بردن کیفیت صدا در فیلم است، مادامی که تصویرش پخش می‌شود.

ابداع آن به ۳۰ نوامبر ۱۹۹۰ بر می‌گردد.

شهرت سینمای ناطق همواره به استفاده از دستگاه‌های یک پارچه و همسان مربوط می‌شد.  پیشرفت ویدئوهای آماتوریال می‌توانند گواه مناسبی برای این تعریف باشند: درست مثل دستگاه‌های ضبط ویدئویی ساده. موضوع ال. سی را می‌توانیم از زاویه دیگری نیز بررسی کنیم: این جریان به تکنسین‌ها این اجازه را می‌داد تا از ورژن‌های دوبله شده بی‌آنکه بخواهند به هسته مرکزی کار لطمه بزنند راحت‌تر استفاده کنند: نگاتیوها مانند دی. وی. دی های امروزی مدل‌های مختلفی داشتند؛ درعین حال از سیستم زیرنویس نیز می‌توانستند به راحتی بهره بگیرند.

خیلی‌ها از این سیستم جدایی‌طلبانه استفاده نکردند تا اینکه آمریکایی‌ها از راه رسیدند: دالبی دیجیتال (در سال ۱۹۹۲ با فیلم «بازگشت بَت‌من» اثر تیم برتون) و دی تی اس۶ (دیجیتال تأتر سیستم، در سال ۱۹۹۳ با فیلم «جوراسیک پارک» اثر استیون اسپیلبرگ) را معرفی کردند: با این سیستم اطلاعات به صورت دیجیتالی یا همان سیستم ۰ و ۱ های معروف، به دستگاه داده می‌شدند و به این ترتیب تمام اطلاعات صدا در فیلم را کد‌گذاری می‌کردند. درست مثل سال‌های دور، استفاده از این روش با اختلافات زیادی در بین سینماگران بین‌المللی مواجه شد، برای مثال پخش جوراسیک پارک به صورت دی تی اس در فرانسه ممنوع بود؛ اما بعد از تلاش‌های مختلف و زمانی که حق اختراع  ال . سی به آمریکایی‌ها فروخته شد و پاسکال شدویل در سال۱۹۹۶ بابت این ابداعش از سمت هالیوود جایزه‌ای دریافت کرد (۷Technical Achievement Award) همه‌چیز مرتب شد (پایان خوش).

ورود سینما به دنیای دیجیتال دنیای صدا را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داد. تا آن زمان بلندگوها (صداپیشگان عروسک‌ها) پشت پرده جاساز می‌شدند؛ پرده‌ای از جنس پی دی سی  که در آن هزاران سوراخ وجود داشت و حتی به صداهای ریز و حاد  نیز این اجازه را می‌دادند تا شنیده شوند. هر چند که امروزه در سالن‌های بزرگ، سیستم‌های صوتی به واسطه بلندگوهای ثابت بر روی دیوارهای کناری جاسازی می‌شوند اما صداهای هشت دهم وات که هنگام پخش به گوش می‌رسند همچنان از پشت پرده خارج می‌شوند. پخش دیجیتالی با وجود پرده‌های سوراخ شده غیر ممکن بود چرا که سوراخ‌ها تصویر را کدر می‌کردند: به‌همین‌خاطر می‌بایست بلندگوها را از جاسازشان خارج و برای‌شان جایی نو دست و پا می‌کردند. آیا باید به مانند کنسرت‌های راک، بلندگوها را در گوشه‌ای از صحنه می‌گذاشتند و به روش سینمای صامت بین سال‌های ۱۹۲۷ تا  ۱۹۲۹، چاله‌ای برای آن ترتیب می‌دادند وبلندگوها را مانند گروه ارکستر در آن‌جا می‌گذاشتند؟ نه! پیشرفت‌های تکنیکی بر گرفته از روحیه صداپیشگان عروسک‌ها این اجازه را دادند تا از روش‌های  قبلی استفاده نشود اما مسیر آن‌ها را ادامه دادند: نسل تازه بلندگوها  توانایی این را داشتند تا در نبود سوراخ در پرده نیز به کار خود ادامه دهند…

یک تکنیک می‌خواهد دیجیتالی باشد یا نباشد، مهم این است به حال خود رها شود:

«تا زمانی که صدا نوشته نمی‌شود، هیچ تمایلی برای فضاسازی کامل صدا وجود نداشته باشد یا دلیل قانع کننده‌ای برای صداسازی وجود نداشته باشد جز افکت‌های ساده صدای اتومبیل، کامیون، ترن، مترو و غیره، همواره یک تصویر تخت خواهیم داشت، حال فیلم می‌خواهد شیمیایی باشد یا الکترونیکی». این را ژان پیر رو ، یکی از بزرگ‌ترین تکنسین‌های صدا در دنیا، می‌گوید.

  1. یک سیستم صدای آزمایشی است که توسط برادران وارنر در سال ۱۹۳۹ ساخته شد. هدف از آن ارائه منبع صوتی گسترده‌تر و محدوده دینامیکی بیشتر برای موسیقی و جلوه‌های بصری در سالن‌های استاندارد سال بود.
  2. به تقویت صدا و به بالا بردن صداهای زیر و بم کمک می‌کند.
  3. یک سیستم تکثیر صوتی استریوفونیک بود که توسط مهندسین استودیوهای والت دیزنی و RCA برای فیلم متحرک والت دیزنی «Fantasia»، اولین فیلم تجاری در استریو منتشر شد.
  4. یک سری لنزهای غیر انعکاسی است که از ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۷ برای فیلم‌برداری از فیلم‌های عریض استفاده می‌شدند. ایجاد آن در سال ۱۹۵۳ توسط Spyros P. Skouras رئیس فاکس قرن بیست و یکم، شروع  و به فرمت مدرن آنامورفیک در عکاسی و برنامه‌ریزی فیلم تبدیل شد.
  5. LC Concept: پروژه فرمت صدا برای فیلم‌های  ۳۵ میلی‌متری بود که در فرانسه در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.  دیسک مغناطیسی با  ظرفیت  ذخیره ۵٫۲۵ مگابایت و ۳۰۰ مگابایت برای بازنویسی. از این سیستم مغناطیسی می‌توان برای نگهداری ۴ یا ۵٫۱ کانال صوتی فشرده (تقریبا سه ساعت صوتی) MUSICAM استفاده کرد. این سیستم به طور گسترده‌ای برای ۲۰ تأتر در فرانسه، بلژیک و سوئیس نصب شد. این شرکت در سال ۱۹۹۴ به علت فقدان کمک مالی ناکام ماند.
  6. DTS (Dedicated To Sound) از فناوری‌های چند کاناله صدا متعلق به شرکت DTS است که متخصص در فرمت‌های صدای فراگیر دیجیتال است. این شرکت، قبلاً به عنوان ارائه دهنده سیستم‌های سینمای دیجیتال خانگی شناخته می‌شد.
  7. جوایز علمی و فنی، سه جایزه مختلف افتخاری هستند که توسط آکادمی هنرهای رزمی و علوم (AMPAS) در طول فصل و به طور سالانه در جوایز اسکار و از چهارمین جوایز اسکار در نوامبر ۱۹۳۱ به منظور شناسایی تحولات اصلی که موجب بهبود قابل ملاحظه‌ای در تولید فیلم و نمایش فیلم می‌شود، ارائه و در مراسم صبحانه رسمی، چند هفته قبل از مراسم اصلی آکادمی اهدا می‌شوند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 14 =